<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نواهای ایرانی</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 22 Sep 2009 18:04:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>برای استاد پرویز مشکاتیان که نواهای آسمانیش تا ابد در گوشم نجوا می کند: دلش را شکستند، سازش را گذاشت</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-206.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;&lt;EM&gt;مدت های مدیدی بود که فرصت نداشتم تا در این وبلاگ قدیمیم چیزی بنویسم. راستش چیزی هم نداشتم که بنویسم و متأسفم که امروز که بعد از 5 ماه مطلبی در اینجا می نگارم، مرثیه ای است برای عزیزی که هر گاه مخاطبش بودم، مهربانیش در برخورد با من جوان، هویدا بود: استاد پرویز مشکاتیان.&lt;/EM&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;---------------------------------------------------------&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;برای استاد پرویز مشکاتیان که نواهای آسمانیش تا ابد در گوشم نجوا می کند&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000 size=4&gt;دلش را شکستند، &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#660000 size=4&gt;سازش را گذاشت و رفت...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000 size=4&gt;&lt;IMG alt=&quot;استاد پرویز مشکاتیان&quot; hspace=0 src=&quot;http://santoor-payvar1.persiangig.com/image/meshkatian-see.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;اشاره:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 11سال قبل که راه دانشکده هنر سیستان و بلوچستان را پیش گرفتم، افتخار بر عهده گرفتن سرپرستی کانون موسیقی آن دانشگاه را هم به دست آوردم تا از قبَل آن با دوستان و همکارانم برای مردم محروم، اما خونگرم آن دیار برنامه های شایسته ای را تدارک ببینیم. برگزاری نشست ها و اجراهای موسیقی هنرمندان سرشناس و برجسته نیز از جمله برنامه های مصوب شورای ما بود. دلبستگیم به آثاری که آهنگسازش، کسی جز پرویز مشکاتیان نبود، باعث شد تا نخستین ارتباطم با وی‌ به مناسبت دعوت از او براي اجراي برنامه و نشست موسيقي در آن دانشگاه، از همان سال شکل بگیرد و در سال های بعد هم ادامه پیدا کند. روش برخوردش با من جوان نوخاسته زمینه ای بود تا بارها با او تماس بگیرم، از مشکلات بگویم و صدها بار هم دعوتش کنم تا بلکه در شهر خودم يا محل تحصيلم يا هر جاي ديگري، علاقمندان صدای سازش را از نزدیک بشنوند و  با او از موسیقی بگویند، اما او دلشکسته بود و خسته و انتخاب گوشه عزلت را بهترین داروی دلشکستگیش می دانست. هر بار می گفت: «بگذار اوضاع روبراه تر شود» و من نفهمیدم چرا هیچ گاه این اوضاع روبراه نشد، نه تنها برای او، بلکه برای هیچ هنرمند دیگری در این سرزمین هنر! بارها می خواست برنامه ای تدارک ببیند و جز آن چه که در تالار وزارت کشور دیدیم، دیگر روی هیچ صحنه ای، مضرابش را بر ساز دل انگیزش ننواخت. اصولاً عادت کرده ایم به این که وقتی هنرمندی از دنیا می رود، باور کنیم که دل شکسته رفته است و کسی قدر او را ندانسته است! راستش نمی دانم چه بگویم از رفتنش. فقط می گویم: او دلشکسته، سازش را گذاشت و رفت و من امروز غمگین نشنیدن ساز اویم که نواهای آسمانیش تا ابد در گوشم نجوا می کند. یادش جاوید و روحش شاد باد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;نمی دانم از نسیم دل انگیز کوچه باغ های نیشابور بگویم &lt;BR&gt;یا مرگ تلخ بهت آور تو را باور کنم ... &lt;BR&gt;نمی دانم از مضراب های خداییت مثال بزنم&lt;BR&gt;یا مهر یادبود تو را بر پیشانی ام حک کنم...&lt;BR&gt;باورکردنی نیست لقب &quot;شادروان&quot; برای تو&lt;BR&gt;چه کسی گفته است برای &quot;مشکاتیان&quot; فاتحه بخوانید؟&lt;BR&gt;آنان که دلت را شکستند&lt;BR&gt;یا آنان که با نوا و بیدادت گریستند؟&lt;BR&gt;آوای خوش آهنگت از یاد رفتنی نیست&lt;BR&gt;و آیین خوش نوازی ات در دل ماندنی است&lt;BR&gt;حالا اشک هایمان را با سازت قرین می کنیم&lt;BR&gt;و دلدادگی مان را با یادت عجین&lt;BR&gt;درود بر تو که عاشقانه می نواختی&lt;BR&gt;درود بر تو که مستانه و عارفانه می سرودی &lt;BR&gt;درود بر تو ای هنرمند...! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;      نمی خواستم به این زودی از مرگ عزیزی بنویسم که سال های زندگیم با شنیدن آثار او گذشته است؛ یعنی اصلاً نمی خواستم باور کنم که باید در رثای او چیزی بنویسم. وقتی پیام کوتاه من به دوستانم رسید، یکی یکی که با من تماس می گرفتند، با ناباوری می پرسیدند راست می گویی و بغض و دیگر هیچ. اعتقاد راسخ دارم که مرگ استاد پرویز مشکاتیان فقط برای &quot;آوا&quot; و &quot;آیین&quot; (فرزندان وی) سخت نیست، بلکه برای همه کسانی درک آن دشوار است که نخستین شب مرگ او را با آه و حسرت تا صبح بیدار ماندند، چون مشکاتیان با ساز و نوایش، روح عشق و حماسه را در رگ و جانان آنان دمیده بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;      سادگی، وقار، احساس و مهارت، یعنی آن چه خوبان همه دارند، ساز و آهنگ های مشکاتیان یک جا داشت. البته عادت داریم که تا عزیزی از دست برود، صدای روضه خوانی خود را در وصف &quot;چه بود و چه کرد&quot;های او، به عرش اعلی برسانیم، اما به خوبی می دانم و می دانید که مشکاتیان از آن دسته هنرمندانی است که داستانش با بقیه فرق دارد. همین که با خبر شنیدن فوت او، همه مان بغض کردیم و اشک مان جاری شد و بهت سراسر وجودمان را فرا گرفت، کافی است تا حدیث مفصلی را از این مجمل بتوانیم بخوانیم. چیزی که تحت عنوان تصویرسازی در موسیقی زیاد از آن یاد می شود، واقعیت عینی و همیشگی آثار مشکاتیان بوده است. در عین حال این واقعیت را نمی توان از یاد برد که همگون ترین احساس و تصویرسازی و فن را در آثار مشترک او با شجریان می توان دید. راستش بارها از آهنگسازی های او متحیّر شده ام که مثلاً مشکاتیان در آن ساعت و زمان در چه اندیشه ای بوده و چه حالتی داشته که چنین اثری را تحویل من و شما داده است! زنجیره احساس و تکنیک و تلفیق آن دو در آثار مشکاتیان به خوبی مشهود و واضح است. کیست که این حقیقت را بتواند منکر شود؟ باور کنید هر چقدر تلاش می کنم به گونه ای مطلبم را پیش ببرم که در زمینه اغراق و بزرگ نمایی در آن پیش نیاید، نمی شود، چون با تمام وجود احساس می کنم که عین حقیقت و واقعیت را دارم می نویسم و هدفم از نگاشتن این مطلب، نه بزرگ نمایی و سوء استفاده از احساس این روزهای علاقمندان به استاد مشکاتیان است، بلکه آن چه را که از آثار وی درک کرده ام، دارم می نویسم. البته پیش از این هم در مطلبی او را &quot;اسطوره آهنگسازی در موسیقی ایران&quot; خوانده بودم و البته او در آن زمان در قيد حيات بود! بگذریم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;      ... و او، پرویز مشکاتیان، امروز دیگر در بین ما نیست، بی آن که یادش رفته باشد که قول داده بود اگر تقدیر اجازه دهد، در جوار آرامگاه حضرت حافظ بعد از سه دهه، سازی بنوازد و به گفتگوی متقابل شور و عشق با مخاطبانش بپردازد. اما انگار او آن قدر در رفتنش از پیش ما عجله داشت که به این قولش نتواند وفا کند! باشد استاد، تو به وعده ات وفا نکردی، اما ما همیشه یاد تو را در دل خواهیم داشت تا ابد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#330000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 18:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=206</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-206.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موسیقی رپ ایرانی: هدیه ای از احمق ها به ساده لوح ها!</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;     البته ما ایرانی ها فکر می کنیم که هنر، فقط نزد ایرانیان است که نیک می دانیم زمان این حرف ها قرن ها است که گذشته است تا آن حد که مرحوم فردوسی هم شاید از گفتن آن پشیمان باشد! چون زیاد از حد متعصبیم و تعصب مان سر به فلک می زند، می گوییم تنها موسیقی ایرانی است که احساس دارد! معتقدیم فقط موسیقی سنتی خودمان خوب است و دیگر هیچ! در هر صورت تمام این داستان ها از جنس همان گزینه ی متعصبانه ی &quot;هنر نزد ایرانیان است و بس&quot; می باشد، ولاغیر.    &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 268px; HEIGHT: 336px&quot; height=368 alt=&quot;موسیقی دان های رپ ایرانی!&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/152ytzm.jpg&quot; width=276 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;     ... و البته برای آن گروهی که خود را باخته است، توضیح دادن در مورد این که هر موسیقی ارزش گوش دادن ندارد، بی فایده است. قرار هم نیست سطح فکر و اندیشه و تمایل و علاقه ی همگان یکسان باشد و از همه این توقع را داشته باشیم که ایده آل و والا بیاندیشند، فقط تار و سه تار گوش بدهند و برای شجریان و ناظری و بنان به به و چه چه بگویند! در عین حال صرف تار و سه تار و شجریان گوش دادن نشان اندیشه ی عالی داشتن محسوب نمی شود، با این وجود آنان که شجریان را گوش می دهند و خوب هم گوش می دهند، همان هایی هستند که موسیقی مطلوب غرب را هم گوش می کنند و لذت می برند، پاپ خوب هم گوش می دهند و لذت می برند، موسیقی سیاهان را هم و ... و بالعکس کسانی که موسیقی اصیل ایرانی از نوع خوبش را تحقیر می کنند و به موسیقی لس آنجلسی و موسیقی دسته چندم شهوت انگیز و بی غایت منفی روی می آورند، به سبب پوشاندن حقارت خودشان از نفهمیدن ادبیات ژرف ایرانی، بدین طریق با آن برخورد می کنند و البته موسیقی خوب غرب و موسیقی های خوب از نوع پاپ را هم نمی توانند تحمل کنند. طبیعی است که افراد زیادی بدین سمت و سو کشیده شوند، چرا که همان گونه که اشاره شد، قرار نیست همگان سطح فکرشان خیلی بالا باشد و ساده لوح نباشند که اگر این گونه بود، جهان، همیشه بر مدار وفاق و اندیشه می گذشت، به خصوص مملکت ما!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;     ... و البته موسیقی رپ که این روزها، جوانان ما را به دام خود کشانده است، هدیه ای است از تعدادی احمق کوته فکر به تعدادی ساده لوح که فرهنگ و جان و روح خود را فدای بی بند و باری و ساده اندیشی کرده اند. آن چه بدیهی است این مسأله می باشد که در عروسی و تولد نمی شود ردیف میرزا عبدالله و مرغ سحر برای مدعووین گذاشت و به شان گفت: حالا برخیزید و برقصید! عروسی و تولد و شادی هم موسیقی خود را می خواهد که البته آن نوع موسیقی را هم نشناخته ایم. اما هر طور هم که باشد، آخر این موسیقی پاپ ایرانی ها به درد رقص هم نمی خورد! دلقک بازی خشونت وار که رقص نیست، هست؟! واقعاً این حرکاتی که حتی به درد سیرک هم نمی خورد، اسمش رقص است که ما نمی دانیم؟ اصلاً این موسیقی رپ که چهارتا جوان خودباخته مثلاً خواننده اش هستند و آن را به خورد من و شما می دهند، جز خشونت و فلاکت و بی ادبی چه دارد؟ پوچ گرایی و حرف های شهوانی که به طور علنی که به دختر و پسر تقدیم می شود، در این موسیقی رپ بیداد می کند، این است موسیقی اعتراض؟! &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;«یک مشت حرف سخیف بی معنی بی در و پیکر از یک مشت آدم از همین قماش تمام آن چیزی است که در کشور ما به نام موسیقی رپ معروف شده است»&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; و جوان ما هم گوش می کند و به حساب خودش لذت می برد، حال آن که این لذت بردن چیزی است در حد لذتی که یک معتاد از مصرف کراک و هروئئین و ماری جوانا می برد! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;IMG alt=&quot;سیاهان آمریکا و موسیقی رپ&quot; hspace=0 src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/4/44/Memphis_jugband.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;    البته باید بدانید که اصل و اساس موسیقی رپ (RAP یا HIP HOP) از غرب آفریقا آمده است و بعد از دلتای می سی سی پی در ایالات متحده سر درآورد و سیاهان آمریکا در آن منطقه، این نوع موسیقی را گسترش دادند. هدف از این نوع موسیقی، بیان مشکلات و اعتراض با زبان عامیانه بود. حال شما بگویید هدف از موسیقی رپی که مو تیغی های ایرانی های اجرا می کنند، جز شهوت رانی و اجرای عملیات محیر العقول ژانگولر چیست! اعتراض به مشکلات یا اعتراض به وجود خود؟!   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt; &lt;FONT color=#990000&gt; *مطلب محمد جواد صحافی در همین زمینه در وبلاگ گریزی بر موسیقی اصیل ایرانی: &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mjsahafi.blogfa.com&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;http://www.mjsahafi.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Apr 2009 11:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آغاز ثبت نام نخستین دوره ی آزمون خوانندگی و صداشناسی در شیراز</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;  &lt;FONT color=#330000&gt;     مؤسسه ی فرهنگی، هنری رهاورد پارسیان شیراز نخستین دوره ی آزمون خوانندگی و صداشناسی را در شیراز برگزار می نماید. داوران بخش عملی &lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;استادان فتح علی زاده، روزی طلب و صلاحی&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt; هستند. علاقمندان به ثبت نام با ارسال مشخصات و سوابق خود به آدرس الکترونیکی &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;mailto:rahavarde.parsian@gmail.com&quot;&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;rahavarde.parsian@gmail.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#330000&gt; یا تماس با شماره تلفن ۷۳۲۷۲۴۵ - ۰۷۱۱ می توانند نسبت به ثبت نام اقدام نمایند. ثبت نام شرایط خاصی را شامل نمی شود و همه ی علاقمندان در هر گروه سنی و با هر شرایطی می توانند نسبت به ثبت نام اقدام نمایند.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Apr 2009 04:21:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیچاره آواز که همچنان درجا می زند!</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=3&gt;در سال 87 هم کسی شجریان نشد!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;کارگاه آواز استاد شجریان&quot; align=baseline src=&quot;http://www.ettelaat.com/new/newdata/2008/09/09-08/11-36-15.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;     &lt;FONT color=#330000&gt;کم نیستند علاقمندان موسیقی ایرانی که آواز خواندن را دوست دارند، آن هم از نوع شجریانی شدیدش را! مسأله ی تقلید از شجریان هم دیگر آن قدر کلیشه ای و تکراری شده است که حوصله ی تکرار مجدد آن را نداشته باشیم. در میان آنهایی هم که در این دو سه سال، دیگر نام شان برای مخاطبان آشناتر از آشنا شده است، این معضل حل که نشده است، هیچ، بلکه بدتر هم شده است! در واقع تکرار شجریان هم که اتفاق می افتد، به بدترین وجه ممکن به نمایش در می آید!  پخش اجراهای صحنه ای این گروه از شبکه های برون مرزی و ایرانی و غیر ایرانی محلی برای ابراز وجود منطبق با حرکات و سکنات و فن استاد شجریان شده است! حتی گاهی می بینیم که حرکت دست و دهان خواننده ی جوان با استعداد ما هم مثل ایشان نمود دارد! ای کاش آن استعداد و صدا را جهت دیگری می دادند و به رشد ذهن خود بیشتر می پرداختند. نمی دانم که واقعاً مسیر استاد شدن از همین تقلید صرف می گذرد یا مراحل دیگری هم دارد، اما مشخص است که همه ی ما نسبت به این مسأله آگاهی داریم که شجریان شدن، خیلی هم خوب نیست! اگر قرار باشد شجریان باشیم – یا حتی ناظری و دیگران- آن وقت باید در آوازمان تا می توانیم در جا بزنیم، بدون این که حتی یک گام از شجریان اصلی و استاد بالاتر برویم، بالا رفتن که سهل است، حتی اگر به یک دهم آن چه که او می داند و بر حسب داشته ها و دانش خود قدم برداشته است و برمی دارد، برسیم و معنی آواز اصیل و اصل آواز را درک کرده باشیم، خودش یک رکورد به حساب می آید! بالا بردن دانش در کنار استفاده از خلاقیت نکته ی بسیار مهمی در عرصه ی هنر و به خصوص آواز محسوب می شود. شجریان شدن، هیچ افتخاری برای هیچ کس به حساب نمی آید، بلکه روش و منش اخلاقی و فنّی او را آموختن مهم است. از سوی دیگر خوانندگان جوان ما باید به سمت و سوی حرکت خلاقانه در ساختن آواز گام بردارند، چرا که روش آوازخوانی شجریان زاییده ی ذهن خلاق او است که هنوز هم برای علاقمندان، تازگی دارد، وگرنه هر کس دیگری که بخواهد این سبک آوازی را ادامه دهد، با شکست جدی روبرو خواهد شد که بدیهی است نه تنها به نتیجه ای نخواهد رسید، بلکه محبوبیتی هم به دست نخواهد آورد، آن چنان که می بینیم، دیگر خوانندگان جوان اسم و رسم پیدا کرده ی چند سال اخیر، از میزان محبوبیت قابل ذکری برخوردار نشده اند که این مسأله، از نظر جامعه شناختی و روان شناختی معضل جدی به حساب می آید. – البته می توانیم تا حدی همایون شجریان را جدا از این قضیه بدانیم که البته بدیهی است او هم هنوز خیلی تا رسیدن به این هدف جا دارد.-  منظور نگارنده آن است که محبوب نبودن هنرمند یک رشته و در واقع نبود ستاره  ی واقعی در یک رشته ی هنری، از میزان علاقمندان و مخاطب آن دسته می تواند بکاهد و البته از سوی دیگر وجود ستاره های کاذب هنری هم به رشد اذهان سطحی گرا می تواند کمک شایانی بنماید! حافظ، حافظ شد که ماند، والا اگر قرار بود به تنه ی سعدی بزند، به گرد او هم نمی رسید! عطار هم سبک و سیاق خود را داشت، مولوی هم و اینها ماندگار شدند، وگرنه مقلدان اینها را فقط افراد خاص می شناسند و البته شعرهایشان هم خیلی به درد بحث و بررسی نمی خورد. شاملو، نیما یوشیج، سهراب و ... پایور، مشکاتیان و ... کامکار (اردشیر)، فرج پوری و ... به هر حال انهایی که در تقلید نماندند و مسیر خاص خود را انتخاب کردند، ماندگار ماندند و خواهند ماند، اما بدبختانه در آواز این گونه نیست. کلاً نمی توانیم بگوییم که 5 خواننده داریم که مثل هم نمی خوانند! بعد از انقلاب هم که دو تا خواننده ی صاحب سبک بیشتر نداریم و اکثریت بقیه هم که مقلد صرف و بی چون و چرای یکی از آنان هستند که نامش محمدرضا شجریان است و این یعنی بدبختی آواز، یعنی بیچارگی و یعنی درماندگی! در شعر آن همه آدم داشتیم که دیدگاه و کلمات شان متفاوت بود، در سینما، در نقاشی، حتی در ساز، واقعاً چرا در آواز این گونه نیست؟ چرا سبک و سیاق آوازخوانی مسیر خود را عوض نمی کند و مدام درجا می زند؟  در سال ۸۷ نیز حتی آنهایی هم که می خواستند به شجریان برسند،  به همایون هم نرسیدند، امیدواریم سال ۸۸ سال پر خیر و برکتی از این حیث باشد! و البته کارگاه های آواز استاد، محلی برای پرورش خلاقیت ها باشد، نه تولید مقلدان دیگر! راستش بنده که در این مورد به نتیجه ای نرسیدم، اگر شما رسیدید، من را هم خبر کنید!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Mar 2009 08:46:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهار دیگر و باز هم به انتظار بهار موسیقی...</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#993300 size=3&gt;یا مقلب القلوب و الابصار &lt;BR&gt;یا مدبر اللیل و النهار &lt;BR&gt;یا محول الحول و الاحوال &lt;BR&gt;حول حالنا الا احسن الحال&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 218px; HEIGHT: 228px&quot; height=249 alt=&quot;نوروز 1388 مبارک باد.&quot; hspace=0 src=&quot;http://i19.tinypic.com/4bibs60.jpg&quot; width=246 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;درود بر شما دوستان مهربان!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;     سال دیگری آمد و بهار دیگری. یک سال دیگر بر اندوخته های تجربی و ذهنی و احساسی ما افزوده شد. خیلی ها پای به این عرصه ی گیتی نهادند و خیلی ها هم از همه ی ماها خداحافظی کردند و بار سفر بربستند. در عرصه ی موسیقی هم کم و بیش اتفاقاتی افتاد که بیش از آن چه که به مسؤولان و تلاش آنان در این زمینه بازگردد - که اصولاً حداقل در زمینه ی موسیقی انتظار نداریم تلاش اتفاق بیافتد!-&lt;BR&gt;به علاقمندی مردم و حضور هنرمندان برمی گشت. هنر این مملکت مظلوم تر از آن چیزی است که با بهار، اتفاق فرخنده ای را در آن شاهد باشیم! در کل هنر در بی هنری است و هر چه بیشتر، بهتر! هر چند در سالی که گذشت، همه ی وبلاگ های موسیقی که می شناختیم، کم فعال تر از قبل بودند - گویی دیگر خسته شده اند!- به هر حال در این عرصه هم اتفاق خوبی چون برگزاری دومین نشست پایگاه های مجازی موسیقی افتاد که البته توفیق حضور در کنار دوستان و بهره مندی از تجارب انان برای بنده و خیلی های دیگر میسر نشد که امیدواریم در سومین نشست، این اتفاق به طرز گسترده تر و مؤثرتری اتفاق بیافتد و اصلاً به یک امر نهادینه شده، تبدیل گردد. همین که چهار نفر اهل دل و اهل هنر در این اوضاع بی هنری گرد هم آیند و درد دل کنند و نتایج تجارب شان را برای یکدیگر بازگو کنند، خودش یک نمره ی مثبت برای حوزه ی موسیقی است که راه نوینی را در زمینه ی یاد شده جهت تبادل اندیشه ها به روی علاقمندان می گشاید. امید می رود که سال نو، سال رفع تعصب و تحجرها و استقبال از حضور و ظهور هنرهای ارزشی و اصیل ایرانی و بازگشت تام و تمام آنها به خصوص موسیقی به دامان جامعه باشد؛ یعنی به یاری خدا امیدواریم که بهار دیگری از عمر ما با بهار موسیقی توأم باشد. بخش هایی از یک شعر نوروزی از شیخ اجل، سعدی تقدیم به شما باد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;برآمد باد صبح و بوی نوروز   &lt;BR&gt;به کام دوستان و بخت پیروز  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;مبارک بادت این سال و همه سال    &lt;BR&gt;همایون بادت این روز و همه روز  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست    &lt;BR&gt;حسد گو دشمنان را دیده بردوز   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;بهاری خرمست ای گل کجایی    &lt;BR&gt;که بینی بلبلان را ناله و سوز   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;جهان بی ما بسی بودست و باشد   &lt;BR&gt;برادر جز نکونامی میندوز &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;نکویی کن که دولت بینی از بخت    &lt;BR&gt;مبر فرمان بدگوی بدآموز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&quot;خجسته باد بهار طبیعت و آغاز سال ۱۳۸۸ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;بر شما مهربانان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt; و &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;تمام دلسوختگان و علاقمندان هنر ایرانی.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663333&gt;----------------------------------------------------&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;* نوای وبلاگ:&lt;/STRONG&gt; دعای تحویل سال نو با صدای استاد محمدرضا شجریان (نوروز سال ۱۳۷۲، سیمای جمهوری اسلامی ایران)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#663300 size=1&gt;&quot;به منظور شنیدن کمی منتظر بمانید.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300 size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Mar 2009 21:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سالنامه جاوادانه های ایران</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=3&gt;سالنامه جاوادانه های ایران&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;جلد سالنامه جاودانه های ایران&quot; hspace=0 src=&quot;http://behshid.persiangig.ir/image/Salnameyehonarmandan.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;به کوشش:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;امین هندیانی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;قطع:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;پالتویی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;تعداد شمارگان:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;3000 نسخه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;موضوع:&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;روزشمار درگذشت و تولد ادیبان، هنرمندان و دانشمندان ایرانی (مشتمل بر معاصرین یا درگذشتگان)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;گوشه ای از اطلاعات سالنامه: &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;دهم فروردین: میلاد استاد علی اکبر صنعتی ـ پیکرتراش و مجسمه ساز. غروب استاد فریدون آدمیت ـ تاریخ نویس سیاسی و مشهور به پدر تاریخ نگاری نوین ایران &lt;BR&gt;دوم اردیبهشت: میلاد دکتر فضل الله اکبری ـ پدر علم حسابداری ایران. میلاد دکتر مهدی بهزاد ـ پدر علم گراف ایران و ریاضیدان. میلاد دکتر قیصر امین پور ـ شاعر و ادیب. &lt;BR&gt;بیست و چهارم شهریور: غروب فروغی بسطامی ـ شاعر. غروب استاد حسین لرزاده ـ معماری سنتی اسلامی. &lt;BR&gt;یکم مهر: میلاد استاد محمدرضا شجریان، استاد برجسته آواز&lt;BR&gt;بیست و پنجم مهر: میلاد استاد محمدرضا درویشی ـ موسیقیدان و ساز شناس. &lt;BR&gt;پانزدهم آبان: میلاد استاد علی تجویدی ـ موسیقیدان و نوازنده ویولن. غروب پروفسور محمدرضا پرورش ـ متخصص برجسته پاتالوژی. &lt;BR&gt;یازدهم آذر: غروب میرزا کوچک خان جنگلی ـ آزادیخواه و مبارز ملی. &lt;BR&gt;شانزدهم آذر: میلاد استاد هوشنگ ظریف ـ موسیقیدان و نوازنده تار. غروب استاد جواد معروفی ـ موسیقیدان و نوازنده پیانو. &lt;BR&gt;بیستم آذر: غروب شیخ ابوالحسن خرقانی ـ عارف و شاعر. غروب استاد ابوالحسن صدیقی ـ بنیانگذار مجسمه سازی کلاسیک در ایران. &lt;BR&gt;یازدهم دی: میلاد پروفسور فضل الله رضا ـ از بنیانگذاران نظریه اطلاعات و مخابرات در جهان. غروب استاد حسن خواجه شیرانی ـ قلمزن. &lt;BR&gt;اول بهمن: غروب عارف قزوینی ـ شاعر و موسیقیدان. غروب دکتر محمد قریب ـ بنیانگذار پزشکی کودکان در ایران. غروب حاج قربان سلیمانی ـ استاد دوتار نوازی (موسیقی خراسانی). &lt;BR&gt;یبست و نهم بهمن: میلاد استاد شهرام ناظری، استاد برجسته آواز&lt;BR&gt;بیست و ششم اسفند: میلاد دکتر بهمن مهری ـ ریاضیدان. میلاد دکتر فیروز نادری ـ  استاد برجسته الکترونیک و از مدیران ارشد ناسا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;توضیحات تهیه کننده:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;        سالنامه جاودانه های ایران نتیجه نزدیک به دو سال تحقیق و پیگیری پیرامون تاریخ میلاد شخصیتهای برجسته علمی فرهنگی و هنری ایران زمین هست. نام شخصیتهایی شاخص از ایران قدیم در کنار بزرگان امروز ایران زینت بخش این مجموعه هست که تنوع این رشته های مختلف علمی هنری را به بیش از هفتاد حوزه می رساند. برای مثال نام بزرگانی از دنیای فیزیک ـ زیست شناسی ـ باستان شناسی ـ خوشنویسی ـ ادبیات داستانی ـ نقاشی ـ فیلمسازی ... تا اساتید فراموش شده صنایع دستی که هنر ایرانی را در جهان بلند آوازه کرده اند همه در این سالنامه گردآوری شده است. البته هدف این نبوده که از هر رشته ای الزاما نام بزرگی برده شود بلکه هدف این بوده که نام بزرگی از رشته های مختلف از قلم نیافتد که با این رویکرد هست که در بعضی از زمینه ها نام چندین نفر ذکر شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;شرح طرح جلد:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;        طرح جلد بر اساس داشته های فرهنگی ایران طراحی شده است. تصوریری از تخت جمشید که محلی با شکوه برای گرامی داشتن نوروز باستانی بوده و از طرفی نشانگر تمدن و فرهنگ ایران زمین هست که در کنار گارد جاویدان استفاده شده که همخوانی با نام و هدف سالنامه دارد. همچنین تصویری از بنای تاریخی سی و سه پل اصفهان که در دوره صفویه بنیان گذاشته شده است که در این دوران نیز ایران شکوه و بزرگی خاصی پیدا کرده بود. کلمه جاودانه های ایران نیز که از دل این فرهنگ بیرون آمده و مایه سرافرازی ایرانیان گشته اند به عنوان نتیجه این تمدن با ارزش جهانی در بین این بناها جای گرفته اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;- وبلاگ سالنامه:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://salnamehjavdanehiran.blogfa.com&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000cc size=3&gt;http://salnamehjavdanehiran.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;- فروش آنلاین&lt;/FONT&gt;:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.persianbook.net&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;http://www.persianbook.net&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;تلفن:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT size=2&gt;۷۷۵۱۴۴۶۲- ۷۷۵۱۴۴۶۳ / 021&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;- مراکز پخش در تهران:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;1 - کتابفروشی فردوسی: پل تجریش ابتدای خیابان آیت الله ملکی (سعدآباد) جنب مسجد گیاهی. تلفن ۲۲۷۱۰۶۴۳&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;2- کتابفروشی دارینوش: خیابان دکتر شریعتی پایین تر از سینما فرهنگ. تلفن ۲۲۰۰۶۰۰ و ۲۲۰۰۴۰۰&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;3- نشر چشمه: بلوار کریمخان زند نبش خیابان میرزای شیرازی شماره ۱۶۱ ـ تلفن ۸۸۹۰۷۷۶۶&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;4- کتابفروشی یساولی: بلوار کریمخان زند روبروی داروخانه آبان شماره ۸۰. تلفن  ۸۸۳۰۰۴۱۵&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;5- شهر کتاب نیاوران: خیابان شهید باهنر (نیاوران) تلفن ۲۲۸۳۲۸۰۱&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;6- کتابفروشی: خیابان بخارست بین کوچه دوازدهم و چهاردهم شماره ۲۷ تلفن ۸۸۷۳۳۴۵۹&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;7- کتابفروشی امیرکبیر ۲: خیابان انقلاب روبروی در اصلی دانشگاه تهران نبش خیابان فخررازی تلفن ۶۶۴۰۰۷۵۷&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;8- لوازم تحریری محاسب: میدان انقلاب خیابان اردیبهشت روبروی بازارچه کتاب تلفن ۶۶۴۰۵۸۵۵&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;9- پخش کتاب آبان: خیابان انقلاب خیابان فخررازی کوچه فاتحی داریان شماره ۵۱ (مجتمع ناشران) طبقه همکف تلفن ۶۶۹۵۵۰۱۲&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;10- کتابفروشی بیدگل: خیابان انقلاب روبروی در اصلی دانشگاه تهران بین فرودرین و فخررازی تلفن ۶۶۹۶۳۶۱۷&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;- مرکز اطلاع سانی در شیراز:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#993300&gt;&lt;STRONG&gt;تلفن:&lt;/STRONG&gt; 7327245 / 0711&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;- مراکز پخش عمده در شیراز:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;(1) چاپ دیجیتال نگاره - بازار انقلاب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#993300&gt;آقای عرفان منش - تلفن: 2294472 / 0711&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;(2) محصولات فرهنگی نوا - بازار انقلاب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#993300&gt;آقای گرامی - تلفن: 2296565 / 0711&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 07:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کدام موسیقی؟ کدام تولید؟</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT size=3&gt;* خبر:&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;خبرگزاری مهر / &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;مدیر نشر هرمس: تولیدات موسیقی کاهش یافته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;&lt;STRONG&gt;اطلاعات و آمار درستی به شکل مکتوب مبنی بر فروش آثار موسیقایی وجود ندارد اما طبق آمار شفاهی که از طریق مراکز پخش فروشگاهها می شنویم میزان تولیدات امسال نسبت به سالهای گذشته حدود 40 درصد افت داشته است. رامین صدیقی مدیر نشر موسیقی &quot;هرمس&quot; ضمن بیان این مطلب در خصوص وضعیت نشرآثار موسیقی گفت :نشر آثار موسیقی به صورت مکتوب و شنیداری و عرضه آن تنها بخشی از بازار مبادلات رسمی این هنر در ایران است که به شکل محدود وجود دارد. وی در ادامه به دلایل افت کمی و کیفی تولیدات آثار موسیقی اشاره کرد و گفت : تولیدات موسیقی در ایران براساس بازارعرضه و تقاضا پیش نمی رود یعنی به این صورت نیست که فرضا اگر متقاضی برای انتشار یک آلبوم زیاد شود ناشر برهمان اساس تولیدات خود را افزایش دهد، چراکه موانع اداری و اقتصادی برای ناشر آنقدر زیاد است که حتی اگر تقاضای ناشر را بداند توان برآورده کردن نیاز آن را ندارد؛ به همین دلیل تقاضا برای موسیقی کم نشده بلکه آمار عرضه از سوی ناشران پایین آمده است. مدیر نشر موسیقی &quot;هرمس&quot; در دامه کپی های اینترنتی مکتوب و شندیداری آثار موسیقی را عاملی برای لطمه وارد کردن به ناشر عنوان کرد و گفت : مبادله غیررسمی هنر موسیقی تنها مختص به ایران نیست بلکه در همه جای دنیا این معضل وجود دارد اما نکته قابل توجه در سایر کشورهای دنیا به کارگیری امکاناتی برای مبارزه با پدیده کپی های غیر مجاز است به این معنا که سیاست گذاران فرهنگی با فراهم کردن امکان برگزاری کنسرت در گونه های مختلف برای حمایت از صاحبان اثر راهی برای مقابله با این پدیده به وجود آورده اند واگر گروهی بخواهد کنسرتی برای 50 نفر بگذارد این امکان را دارد و درعین حال اگر بخواهد همین کنسرت را در سالن سه هزار نفری و یا بیشتر برگزار کند با مانعی مواجه نمی شود. وی در پایان با اشاره به اینکه در سایر نقاط دنیا عرصه های دیگر برای سرمایه گذاری و عرضه محصولات موسیقایی از جمله برگزاری کنسرت و...وجود دارد گفت : متاسفانه در ایران تولید آثار موسیقایی به هرشکل ازجمله برگزاری کنسرت با موانع دست و پاگیر بسیاری مواجه می شود که عملا رغبتی برای سرمایه گذاری باقی نمی گذارد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;&lt;STRONG&gt; ***&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img34.picoodle.com/img/img34/3/1/25/f_1001233m_87d403a.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#993300 size=3&gt;* دیدگاه نواهای ایرانی:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;   &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;  یکی دو روز قبل یک نوار خریدم با عنوان ... اثر یکی از آهنگسازان جوان با صدای یکی از شاگردان استاد شجریان. هر چند خیلی ها دل و جان اجرای موسیقی و ارایه ی اثر هنری را در این وانفسا ندارند، اما ای کاش آن دسته هم که تلاش می کنند تا به این بازار بی رمق جانی ببخشند، قدری با اندیشه تر و صبورتر قدم برمی داشتند. ساخت قطعات و تصنیف های دم دستی و آواز خواندن با همان سبک و سیاق عهد حجر و البته با مقداری زور زدن در این راه، بیشتر از آن چه که به درد موسیقی ما بخورد، به آسیب دیدن آن کمک می کند! اگر در سال یک اثر موسیقی ایده آل با پشتوانه ی فکری کافی به بازار بیاید، ارزش آن به مراتب بیشتر از آن است که ۱۰۰ اثر &quot;باری به هر جهتی&quot; به سمع علاقمندان برسد! -البته نیک می دانم و می دانید که این روزها، تنها چیزی که به درد نمی خورد،همین ارزشگذاری ها است!-متأسفانه نوک پیکان این دیدگاه و نظر بیشتر متوجه بزرگان موسیقی ما است که حداقل از آنان انتظار می رود که با آن پس زمینه ی تجربه و درجه ی پیشکسوتی، سراغ ملودی های دست چندم و تاریخ مصرف گذشته نروند. واقعاً در حال حاضر از کدام موسیقی و کدام تولید کیفی می توان گفت که انتظار داشته باشیم تولید این آثار کاهش هم نیابد؟! آثار موسیقی سنتی مان، بدتر از غیر دستگاهی آن و نوع دوم هم بدتر از سنتی! در موسیقی غیر دستگاهی که هیچ، اما بگردید ببینید در موسیقی دستگاهی یا سنتی ایران، در این ۱۰ سال چند کار برجسته و به دردخور ارایه شده است که آنها را فهرست کنیم! به نظر شما از تعداد انگشتان یک دست فراتر می رود؟ البته کنار گود نشستن و حرف زدن راحت است، اما کار کردن و ارایه ی آثار مناسب برای آنان که مویی در این عرصه سپید کرده اند یا موسیقیدانان با تجربه، آسان تر از &quot;لنگش کن&quot; گفتن است! شاید هم دنیا، فنّاوری، رایانه، سیستم های صوتی جدید، فکرهای مدرن اما بی انگیزه و بی پشتوانه این چنین مسیر بی سرانجام را برای این موسیقی ترسیم نموده است.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Jan 2009 20:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محمدرضا شجریان و محمد اصفهانی؛ می شود، نمی شود؟!</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img34.picoodle.com/img/img34/3/1/16/f_2m_d613df9.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;خبر:&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;بازخوانی ترانه های &quot;ترقی&quot; با ساز &quot;شریف&quot;&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;( و آواز محمدرضا شجریان و محمد اصفهانی در یک مجموعه!)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;خبرگزاری مهر:&lt;/STRONG&gt; ترانه های بیژن ترقی و برخی از ترانه سرایان جوان با آواز محمدرضا شجریان ، محمد اصفهانی و تارنوازی فرهگ شریف بازخوانی و منتشر می شود. &lt;BR&gt;فرهنگ شریف نوازنده تار با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: چندی پیش قرار بود مجموعه قطعاتی در قالب سی دی با ساز من و آواز شجریان منتشر شود اما به دلایلی در اجرای این پروژه تغییراتی صورت گرفت و قرار شد ده ترانه از آثار ترانه سرایان پیشکسوت چون بیژن ترقی و ترانه سرایان جوان را به اضافه آثاری که از قبل آماده کرده بودیم را در قالب یک آلبوم منتشر کنیم، از همین رو بخشی از این ترانه ها با آواز استاد شجریان اجرا می شود و برخی دیگر از ترانه ها را که عمدتا از آثار ترانه سرایان جوان است را محمد اصفهانی می خواند. وی در ادامه متذکر شد: به دلیل کمبود ترانه سرای خوب انتخاب های محدودی برای کار صورت گرفت اما همان تعداد اندک اجرا خواهد شد در بخش ویژه هم یکی از ترانه های بیژن ترقی را به صورت دکلمه با صدای ایشان و آواز شجریان با تکنوازی تار بدون ارکستر اجرا می کنیم. این نوازنده تار درپایان خاطرنشان کرد : هنوز نامی برای این آلبوم انتخاب نکردیم و سعی ما براین است که آن را به زودی آماده کنیم.  &lt;BR&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT size=5&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;نیاز نیست که باور کنیم یا نکنیم، اما آن گونه که در این خبر خواندم و خواندید، فرهنگ شریف، یک پیوند هنری بین جناب استاد محمد رضا شجریان و شاگرد احتمالی اش(!)، یعنی محمد اصفهانی به وجود آورده است که طی آن، قرار است کارهایی را در یک مجموعه به علاقمندان ارایه دهند. البته چنین اتفاقی، جنبه ی منفی خاصی ندارد و از سوی هر هنرمند موسیقی می تواند حادث شود و به شرط نتیجه ی خوب داشتن، فکر بدی هم نیست تا پیشکسوتی، بدین طریق دست آدم کم تجربه تری را بگیرد. با این وجود شنیدن صدای قدرت درجه ی یک آواز ایران در طول سه دهه در کنار صدای فردی که ترکیب صحیح صدایش را حتی تا این سن نتوانسته است پیدا کند و در دایره ی سرگردانی بین موسیقی پاپ، سنتی، مداحی و نوحه خوانی محبوس است، ناهمگون جلوه می کند. نمی خواهم بگویم محمد اصفهانی، محدوده ی توانایی هایش در موسیقی آوازی محدود است یا لااقل خودش آن را محدود کرده است و با این وصف بهتر است که به همان حرفه ی پزشکی اش بپردازد، اما می خواهم بگویم شاید اگر چنین قضیه ای را در آینده ی نزدیک شاهد باشیم، محتمل است که عده ای یا بیشتر(!)، یک دید منفی و حتی فراتر از منفی را نسبت به انجام این عمل از سوی جناب شجریان از خود نشان دهند. دلایل آن را هم خودتان، نیک می دانید. البته قضاوت بسیار زود است و پیش داوری نباید کرد و اصلاً باید دید که چنین اثری، جز جنبه ی خبری، جنبه ی حقیقی هم پیدا خواهد کرد یا خیر- هرچند پیش داوری از عادات همیشگی ما ایرانی ها است!- اما خب علاج واقعه هم قبل از وقوع باید نمود! این طور نیست؟ در عین حال من هم مثل شماها نمی دانم چنین چیزی می شود، نمی شود!؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#330000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Jan 2009 18:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تورم 25 درصدي: فتيله مان را چه كسي پايين كشيده است؟!</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;      &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 184px; HEIGHT: 221px&quot; height=258 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.dtsc.ca.gov/PollutionPrevention/images/question.jpg&quot; width=320 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;        &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;اصلاً مطلبي ندارم كه بنويسم! هر چه فكر مي كنم نه آهنگ خوبي شنيده ام، نه كار جديدي، نه بلدم براي تيم برق و مقاومت شهيد سپاسي مثل سپاهان آهنگي بسازم؛ تازه اين همه هم مي روم مثل بچه مثبت ها در ورزشگاه - البته در جايگاه خبرنگاران! - بازي هايشان را مي بينم! نه بلدم ۳۰ ثانيه چهچه بزنم، نه اصلاً حالش را دارم ۳۰ ثانيه چهچه بشنوم كه به به، به به هم بكنم!‌ تازه ديگر شجريان هاي &quot;نو نوا&quot; و &quot;نو نوار&quot; هم چاره ي درد ننوشتن و نشنيدنم نيستند! تازه نمي دانم من ته كشيده ام يا آنهايي كه مي سازند و مي خوانند و مي نوازند! نمي دانم واقعاً، شايد هم ظرفيتم تا اطلاع ثانوي به ته ديگ رسيده و علي مانده است و حوضش! هر چه به خودم هم فشار مي آورم كه آرام باشم، نمي توانم. به نظر شما تورم ۲۵ درصدي براي كسي، چه از جنس موسيقي و چه غير آن، فرصت براي آرامش داشتن مي گذارد؟ حال تورم، نه؛ هزار چيز ۲۵ درصدي، بلكه ۱۰۰ درصدي ديگر هست كه باعث شود ته بكشيم. فتيله مان را چه كسي بايد بالا بكشد، نمي دانم. شما اگر مي دانيد، بگوييد! نااميد نيستم، اميد هم ندارم، اما همين قدر مي دانم كه سرگرداني، بد دردي است كه همه مان گرفتارش هستيم، به خصوص در حوزه ي هنر گران سنگ گران قدر والانهاد موسيقي!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#663300&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Jan 2009 19:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه ی دیدار رو در روی اساتید موسیقی در کنسرت درویشی و علیزاده</title>
<link>http://iranava.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;مقدمه:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بعد از گذشت حدود ۴ ماه، بار ديگر تارنماي &quot;نواهاي ايراني&quot; در خدمت شما دوستان و ياران ديرينه خواهد بود. از شکل و شمايل تازه اي که مي بينيد، برمي آيد که رويکرد تا حدي متفاوت از قبل را در اين وبلاگ در پيش خواهم گرفت. تا چه در نظر آيد و چه قبول افتد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;***&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 292px; HEIGHT: 203px&quot; src=&quot;http://img19.picoodle.com/img/img19/3/12/31/f_g8710088639m_c04a3c3.jpg&quot; width=368 height=245&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;- خبر:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;    آخرين شب از كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا درويشي با حضور جمعي از هنرمندان و اهالي موسيقي در تالار بزرگ كشور برگزار شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;    در آخرين اجراي مشترك اركستر سمفونيك ناسيونال اكراين با حسين عليزاده و محمدرضا درويشي ـ شامگاه گذشته ـ هنرمنداني چون شهرام ناظري، همايون و محمدرضا شجريان، داريوش طلايي، داود گنجه‌اي، سالار عقيلي، هادي منتظري، محمدرضا اصلاني، سعيد پورصميمي، ليلي گلستان، پيمان يزدانيان، مجيد انتظامي و ... حضور داشتند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;     در بخش نخست اين كنسرت سوئيت سمفوني «كليدر» در هشت بخش و در بخش دوم قطعاتي همچون «شيشه رنگي» ساخته هوشيار خيام، «عصيان»، «ني‌نوا» و «تركمن» ساخته‌ي حسين عليزاده با تك‌نوازي هوشيار خيام، پاشا هنجني، وفا مصباحي، بهداد بابايي، مسعود شعاري و حسين عليزاده با رهبري ولاديمير سيرنكو و همراهي اركستر سمفونيك ناسيونال اوكراين اجرا شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;*** &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;- ديدگاه:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;    حضور هنرمندان طراز اول مملکت در کنار هم آن قدر شيرين است که جاي نقد نمي گذارد. کنسرت محمدرضا درويشي و حسين عليزاده که بدون شک دو نفر از متفکرترين و محقق ترين موسيقيدانان تاريخ موسيقي ايران هستند، با تمام حرف ها و حديث هاي معمول که بعد از چنين اجراهايي وجود دارد، به خودي خود خبر خوشايند و منحصر به فردي مي تواند تلقي گردد. از سوي ديگر حضور هنرمندان بزرگ نامي هم چون شجريان، ناظري، طلايي و ... که شايد برخي از آنها بعد از سال هاي زيادي روي همديگر را مي بينند(!)، بسيار زيبا جلوه مي نمايد. مهم ترين مسأله ي موسيقي در مملکت ما غير از همه ي آن چيزهايي که ما مي دانيم، دوري هنرمندان از يکديگر است. با وجود همه ي مشکلات و موانع به وجود آمده بر سر راه موسيقي به خصوص در اين دو سه سال، باز هم جاي شکر باقي مي ماند که اين چنين اساتيدي به طور ناخواسته هم که شده، همديگر را در چنين برنامه هايي ملاقات مي کنند. اي کاش به جاي بدگويي ها و نقدهاي بي منطق حاکم، اين چنين گردهمايي ها و ديدارهايي چه خواسته و چه ناخواسته باز هم اتفاق بيافتد، بلکه با هم زبانی ها، همدلي ها و تبادل نظرها - البته اگر حوصله ای باشد! - گره موسيقي اين مملکت حداقل در آن بخشي که دست خود هنرمندان است، باز شود.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 31 Dec 2008 08:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranava&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>iranava</dc:creator>
<guid>http://iranava.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
