یادگار دوست، یک یادگار از دوستان مخلص
پاسخ مستندی برای آنان که سبک موسیقی عرفانی را آفریدند با محاسن و موی بلند!!!
یادگار دوست، یک یادگار از دوستان مخلص

بدیهی است والاترین هدف یک اثر موسیقی، جز تلطیف روح و روان مخاطب و حرکت دادن او به سمت بالا چیز دیگری نمی تواند باشد، چه بسا مخاطب عام از فن، آن چنان سر در نیاورد که با یک اثر، او را فن باران بخواهند بنمایند و نمایش سیاه بازی و حرکات مغیرالعقول بدهند!!!
کامبیز روشن روان، یکی از برجسته ترین موسیقیدانان متبحر، با تجربه، با دانش و تخصص کشور و خالق اثر "یادگار دوست"، به درستی برای آواز آن به سراغ حماسی ترین صدای موسیقی ایران زمین رفته است؛ صدایی که برآیند نگاه های نوین در عرصه ی موسیقی آوازی بوده است و در یادگار دوست هم اثر ماندگاری را بر جای گذارده است. در این کار، بدون هیچ نمایش غیر معقولانه و غیر منطقی، تأثیر گذارترین وجه ممکن به نمایش گذاشته شده است تا با نگاه معرفتی حاکم بر درون افراد، یکی از زیباترین آثار به مخاطب عام و خاص ارایه گردد. صحنه سازی و تصویر سازی های روشن روان از سوی خواننده ی قدر اثر، شهرام ناظری شکل مطلوب خود را در گفتگوهای بین ساز و آواز و گروه و خواننده به درستی پیدا کرده است تا جایی که نه ساز، جدای از آواز شکل می گیرد و نه آواز، جدای از ساز. ناظری بارها و بارها توانایی های خود را در همان دوران جوانی در همراهی با ارکسترهای بزرگ نشان داد و بیهوده ناظری نشد، مثل خیلی ها که بیهوده محبوب شدند! همگونی صدای یک خواننده با نوع اثر ارکسترالی که از سوی یک گروه بزرگ اجرا می شود، بحث مهمّی است که متأسفانه خیلی از خوانندگان ما، از این تنوع صدایی بی بهره اند یا حداقل آن که به دنبال پرورش آن نرفته اند، گو این که خوانندگان نام آشنایی را می بینیم که تنها نقطه ی خارج (فالش) اثر این چنینی را تشکیل می دهند!!!
همان گونه که گفتیم در یادگار دوست، فضای ذهنی مخاطب به سمت تصویرسازی هایی سوق داده می شود که با بیان کلامی خواننده ی اثر، بازتاب ذهنی مؤثری را از خود در مخاطب اش بر جای می گذارد. اتفاقاً یکی از مشکلات مهم موسیقی ما در این است که آهنگساز و خواننده، از ارایه ی تصویر ذهنی به شنونده ی خود عاجز است. این تصویرسازی باعث ماندگاری یک اثر در اذهان می شود. شاهکارها به هر حال بیهوده به وجود نمی آیند. پرواز مثبت خیال و برانگیختن حس تفکّر در مخاطب، بارزترین ویژگی این آثار است. هرچند تعریف شاهکار در بحث هنر و به خصوص موسیقی، نسبی است و نه مطلق، حداقل انتظار از یک شاهکار موسیقی، همین به پرواز درآوردن خیال و تفکّر به سمت دنیای راستی و معرفت است که بدان واسطه، شنونده ی راستین، عمق معنی آن را بدین صورت درک خواهد کرد.
این که چرا به این صورت غافلگیر کننده به سراغ "یادگار دوست" رفته ایم، دادن پاسخ مستند به آنانی است که موسیقی عرفانی را در دف و تنبور و محاسن و موی بلندی خلاصه کرده اند!!! حرکت همگون سازهای ملّی و ارکستری چه به لحاظ حرکت در مسیر فکری آهنگساز و چه در همراهی با آواز مؤثر آن، یکی از بی بدیل ترین و عرفانی ترین آثار موسیقی این مملکت را بدون کمترین غوغا و مو و ریش بلندی به وجود آورده است! مگر عرفان، سبک و سیاق نیاز دارد که سبک جدیدی به نام موسیقی عرفانی را از خودمان دربیاوریم و به خورد افراد ساده لوح بدهیم؟ اصلاً بنیاد موسیقی مملکت ما و خمیرمایه و ریشه ی آن همین عرفان است. عرفان هم نسبی است. آیا می توانید بگویید حافظ عرفانی تر است یا سعدی یا مولانا یا عطار؟ پس نمی توانیم هم بگوییم که به عنوان مثال تنبور عرفانی تر از تار و سه تار است!!! در این اثر ویولن هست، کنترباس هست، تنبور هم نیست(!)، اما عشق هست، هنر هست، معنویت هست، آفرینش هست. از این دست آثار هر چند تعدادشان متأسفانه کم است، ولیکن آن قدر جایگاه شان رفیع و والا هست که شاهد و سند محکمی بر ارزش های والا و جدّی و عرفانی موسیقی ایرانی است که خیلی هایی که از همین جنس بودند، آن را به سمت انحراف کشاندند!!! یادگار دوست و یادگار دوست ها، دلیل محکمه پسندی بودند و هستند بر دیدگاه معرفتی و عرفانی دوستان مخلصی که یادگارهای زیادی را از دوران دوستی های شان بر جای گذاردند.
*(در این وانفسای موسیقی نداری(!)، تقدیم به مهربانی که صدای ناظری و یادگار دوست اش را عاشقانه دوست دارد و تقدیم به همه ی علاقه مندان مخلص موسیقی ایرانی.)


