سیما بینا، موسیقی محلّی و مردم

 

 

***

سیما بینا، موسیقی محلّی و مردم

 

 

 

      سیما بینا که جایگاه او در معرفی و تحقیق در حوزه ی موسیقی محلّی نیاز به تعریف و تمجید ندارد، دارای این ویژگی قابل تعریف در این حوزه هست که آن قدر در این مسیر از تلاش دست برنداشت تا به عنوان معدود هنرمندان جدّی این نوع موسیقی نه تنها به ایرانیان، بلکه به تمام جهان خود را معرفی نماید. 

       به راستی موسیقی محلّی در کدام بخش از موسیقی ما جای دارد؟ هنرمندان جدّی فعّال در این عرصه که آن را به طور علمی پی گیری کرده اند، چند درصد از افراد حاضر در هنر موسیقی را تشکیل وی دهند؟ اصلاً جایگاه این موسیقی در کشور ما کجاست؟ پاسخ به این پرسش ها خود، مجال دیگری را می طلبد، امّا سخن اینجا است که به درستی سیما بینا را نماینده ی موسیقی های بخشی از اقوام ایرانی می توان دانست که همواره در این راستا کوشید تا سهم او را در این زمینه قابل توجه بدانیم. هر چند دوری از وطن، شاید تا حدودی ادامه ی فعالیت میدانی قوی تر را برای او غیر ممکن ساخت، کوشش های تحقیقاتی او که فعالیت های اجرایی خود را بر آن مبتنی ساخته است، از میزان آگاهی اش نسبت به شکل موسیقی محلی می باشد، نشان دارد.

       بدیهی است تک بودن در هر حوزه ای، نتایج به طور کامل ایده آلی را در بر نخواهد داشت، بلکه فعالیت های گروهی است که تحقیقات وسیع را به سر مقصود می کشاند. در داخل ایران هم ساسان فاطمی، محمدرضا درویشی و هومان اسعدی را به عنوان جدی ترین محققان موسیقی محلی می توان دانست، امّا روش و منش متفاوت و در عین حال تفاوت سطح علمی افراد در این حوزه، هر چند به تنوع آثار منجر شده است، به نوعی در بخش تحقیقات تجربی خود، عاری از اشتباه نیز نمی تواند باشد. چه بسا تشکیل کارگروه به این مناسبت، حتی برای مدت زمان خاصی هم که شده، نتایج به مراتب بهتری را می توانست در بر داشته باشد.

       با همه ی این اوصاف سیما بینا را نماینده ی خیل مشتاقانی می توان دانست که موسیقی محلی را با نگرش عامه پسند او قبول دارند، چرا که موسیقی محلی از دل و زبان خود مردم است و چیزی جدا از آن هم نیست. بنابراین اگر بگوییم سیما بینا پر مخاطب ترین هنرمند فعال در عرصه ی معرفی موسیقی محلی است، سخن گزافی نگفته ایم. با این نگاه معرفی موسیقی محلی به مردم مسیر آسان تر و جذاب تر و در عین حال مؤثرتری را می تواند بیماید که بخش علمی و عام خود را جد کرده است تا نبود جذابیت لازم را در خود از بین ببرد. اعتقاد بر این است که سیما بینا هم فعالیت خود را در عرصه ی موسیقی محلی بیشتر می توانست گسترش دهد، زیرا معرفی موسیقی هر کدام از نواحی که به تکرار برسد، به حضور ذهن مخاطب می تواند لطمه بزند، هر چند او با تفاوت های خاص خود در اجرا و ارتباط روحی، بین فضای روی صحنه و مخاطبان اش هیچ فاصله ای باقی نگذارده است.

 

آقای هنرمند! مردمی تر باش جانم به فدايت!

 

آقای هنرمند! مردمی تر باش!

 

 

بعضی از هنرمندان خوب می نوازند...

بعضی از هنرمندان خوب می خوانند...

بعضی های شان خوب هم می خندند...

بعضی دیگر خوب هم امضا می کنند...

بعضی ها...

      زندگی شخصی آدم ها به خودشان مربوط است، امّا زندگي برخي ديگر از آدم ها مثل هنرمندان به نام كه الگوي بقيه هستند، شايد كمي تا قسمتي به بقيه هم مربوط باشد! به هر حال وقتي هنرمندي را الگو مي دانيم، فقط ساز و آواز او نيست كه الگو است، بلكه مهم تر از آن اخلاق و رفتار فردي و اجتماعي او است آن هم به طور معمول مبنا قرار مي گيرد، چه بخواهد و چه نخواهد. مگر آنهايي كه الگوي بشري بوده اند، فقط در كارشان الگو بوده اند؟ نخست، رفتار فرد مورد بررسي قرار مي گيرد و بعد كار و حرفه و هنر. خيلي بحث را طولاني نمي كنم، اما دوست داريم بگوييم: "آقاي هنرمند! مردمي تر باش جانم به فدايت!"

      

 

گفتگو با امیرعباس پوستکار،‌ نوازنده ي تمبك در مورد نخستين اثر رسمي اش، با"رقص در بی زماني" در يك مسي

 

گفتگو با امیر عباس پوستکار،‌ نوازنده ي تمبك در مورد نخستين اثر رسمي اش

 

با "رقص در بی زماني" در يك مسير تازه 

 

 

اشاره:‌ امير عباس پوستكار، متولد 1349 شيراز، آموختن تمبك را از 18 سالگي با نويد افقه شروع كرد. او آن قدر از پشتوانه ي هنري برخوردار بود كه بسيار سريع تر از زمان، پيش رود و خود را به عنوان يك جوان برجسته در عرصه ي تمبك نوازي معرفي نمايد. امروز، در عين جواني، به اين قضيه مي تواند افتخار نمايد كه شاگردان دست پرورده ي او در ميدان هاي مختلف هنري، هنر و مهارت خود را به اثبات رسانده اند. "رقص در بي زماني" كه ماحصل پشتكار و انديشه ي خاص او است، هر چند نخستين اثر رسمي وي به حساب مي آيد، نشانگر اين تلاش و طرز تفكّر بديع او است كه اين اميدواري را در دل به وجود مي آورد كه موسيقي ايراني رهرو حقيقي اش را از دست نخواهد داد و تا دنيا، دنيا است، موسيقي ايراني هم پايدار است. با او به مناسبت انتشار نخستين اثرش، يعني "رقص در بي زماني" به گفتگو نشسته ايم.

***

                ديــدم كه درون من دري وا مـــانده است       يك ثانيه تا سقـــــــوط دنيــــــا مانده است

            ديدم كه عبور مي كنم از هــــر ســـــــو        ديدم كه زمان پشت سرم جا مانده است

نواهاي ايراني:‌جناب پوستكار! رقص در بي زماني يعني چه؟

- بنده، زماني سفري به تركيه داشتم كه اقبال ديدار از آرامگاه مولانا به من دست داد و در مراسم سماع قونيه نيز شركت نمودم. در آن زمان، حس و حال پرواز در بي كران به طرز عجيبي در من به وجود آمد كه حاصل تأثير آن دقايق، در اثري كه مبتني بر سماع در بي كران ها است، هويدا گشت كه طرح جلد لوح فشرده ي آن هم از اين قضيه مستثني نيست.

نواهاي ايراني: اين اثر حاصل چه نوع تفكري است؟ چه هدف و انديشه اي در بطن آن نهفته بوده كه شما را به سمت خود كشيده است؟

- رقص در بي زماني نتيجه سال ها كسب تجربه و نوازندگي تمبك بوده است كه با برداشت متفاوت از ريتم هاي رايج در موسيقي ايراني، شكل گرفته است. البته معني اين حرف اين قضيه نيست كه داراي شكل ايراني نيست كه اصلاً بحث بنده اين مسأله نيست، بلكه بهتر است آن را تلقي شخصي خودم از ريتم هاي ايراني، بدانيم كه مسير خاص خود را طي مي نمايد. بايد اشاره نمايم كه تمام تنظيم هايي كه بر روي قطعات صورت گرفته است، به طور مستقل نيز قابل شنيدن مي باشند. اما اهدافي را كه دنبال مي كردم ارايه ي قابليت هاي ساز تمبك است كه به نوعي مي خواستم نشان دهم از كوچك ترين اجزاي آن هم براي گسترش و تنوع در اجراي ريتم ها مي توان استفاده كرد. شايد مهم ترين هدف ام تغيير بيشتر ديدگاه ها نسبت به اين ساز بود كه هنوز هم متأسفانه در بين برخي ها وجود دارد! تمبك، ساز داراي محدوديت نيست، درست بر عكس بايد گفت كه در تكنوازي، چيزي به نسبت سازهاي آهنگين كم ندارد.

نواهاي ايراني:‌برداشت خودتان از اين اثر چيست؟ رضايت خودتان به طور كامل جلب شد؟

- نخست بايد بگويم كه رقص در بي زماني نخستين اثر بنده نيست، بلكه فقط نخستين اثر منتشر شده ي بنده مي باشد كه حس خوبي را هم به من القا كرده است.

نواهاي ايراني: جايگاه آموزش تمبك و تمبك نوازي در شيراز و استان فارس را چگونه مي بينيد؟ راضي كننده هست؟

- خوشبختانه شيراز را قطب تمبك نوازي ايران مي توان به حساب آورد،‌چون حداقل در دهه ي اخير اتفاقات جدي در كل موسيقي ايران صورت گرفته شده است كه پايگاه آن در شيراز بوده است كه اين هم به واسطه ي حضور هنرمندان گرانمايه اي است كه دلسوزانه و از سر عشق پاي در اين وادي گذارده اند. تمبك نوازي شيراز مورد توجه تمام تمبك نوازان حرفه اي ايران و حتّي ديگر موسيقيدان هاي ايراني در ديگر رشته ها قرار دارد. در واقع شيراز، نشان و لهجه ي خاص خود را در اين زمينه پيدا كرده است و در هر جايي خودش را نشان مي دهد.

نواهاي ايراني: طرح هاي ابداعي و تازه اي بر روي سازهايي مثل تمبك پياده شده است. در اين رابطه چه نظري داريد؟

- البته پيشتر هم عرض كردم كه كل موسيقي ما رنگ و بوي متفاوتي گرفته است كه تمبك هم از اين قاعده مستثني نيست. در اين مسير كسي موفق خواهد بود كه انديشه ها و رويكردهاي گذشتگان را معيار اصلي قرار دهد و ذهن و خلاقيت خود را بر همان اساس استوار سازد. تغيير بر حسب مبنا و از سوي فرد آگاه و مطلع نسبت به هنر گذشته و حال و نيازهاي آينده بايد صورت بگيرد.

نواهاي ايراني: از برنامه هاي آينده ي خودتان هم براي ما بگوييد.

- به ياري خدا به زودي تأليفات جديدي از بنده در زمينه ي آموزش تمبك در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت. تهيه و ضبط اثر صوتي ديگري را هم در دست اقدام دارم كه در زمان مناسب، در مورد آن هم صحبت خواهم كرد.

نواهاي ايراني: ... و آن چه كه مانده است.

- از همه ي اساتيد و دوستاني كه در اين راه مشوق بنده بودند، به خصوص ياران همراهي كه در ارايه و توليد و تهيه ي اين اثر مرا ياري دادند، تشكر مي كنم: سركار خانم خسروي، جناب سبحاني، مدير عامل محترم شركت فرهنگي و هنري نواي سارنگ، خانواده هاي محترم قمصري و كشاورز ملكي در تهران و برادر عزيزم، ‌اميد پوستكار و پدر و مادر مهربانم كه سختي هاي حرفه ي بنده را تحمل نمودند و همچنين از دوست ارجمندم، آقاي زارعي كه كار اطلاع رساني مجموعه را انجام دادند.

 

 

مركز پخش لوح فشرده ي "رقص در بي زماني": گلچين - تهران ۸۸۴۲۹۶۰ / ۰۲۱

شركت نواي سارنگ - شيراز ۶۳۰۳۹۲۱ / ۰۷۱۱