محمدرضا شجریان و محمد اصفهانی؛ می شود، نمی شود؟!

خبر:
بازخوانی ترانه های "ترقی" با ساز "شریف" ( و آواز محمدرضا شجریان و محمد اصفهانی در یک مجموعه!)
خبرگزاری مهر: ترانه های بیژن ترقی و برخی از ترانه سرایان جوان با آواز محمدرضا شجریان ، محمد اصفهانی و تارنوازی فرهگ شریف بازخوانی و منتشر می شود.
فرهنگ شریف نوازنده تار با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: چندی پیش قرار بود مجموعه قطعاتی در قالب سی دی با ساز من و آواز شجریان منتشر شود اما به دلایلی در اجرای این پروژه تغییراتی صورت گرفت و قرار شد ده ترانه از آثار ترانه سرایان پیشکسوت چون بیژن ترقی و ترانه سرایان جوان را به اضافه آثاری که از قبل آماده کرده بودیم را در قالب یک آلبوم منتشر کنیم، از همین رو بخشی از این ترانه ها با آواز استاد شجریان اجرا می شود و برخی دیگر از ترانه ها را که عمدتا از آثار ترانه سرایان جوان است را محمد اصفهانی می خواند. وی در ادامه متذکر شد: به دلیل کمبود ترانه سرای خوب انتخاب های محدودی برای کار صورت گرفت اما همان تعداد اندک اجرا خواهد شد در بخش ویژه هم یکی از ترانه های بیژن ترقی را به صورت دکلمه با صدای ایشان و آواز شجریان با تکنوازی تار بدون ارکستر اجرا می کنیم. این نوازنده تار درپایان خاطرنشان کرد : هنوز نامی برای این آلبوم انتخاب نکردیم و سعی ما براین است که آن را به زودی آماده کنیم.
***
نیاز نیست که باور کنیم یا نکنیم، اما آن گونه که در این خبر خواندم و خواندید، فرهنگ شریف، یک پیوند هنری بین جناب استاد محمد رضا شجریان و شاگرد احتمالی اش(!)، یعنی محمد اصفهانی به وجود آورده است که طی آن، قرار است کارهایی را در یک مجموعه به علاقمندان ارایه دهند. البته چنین اتفاقی، جنبه ی منفی خاصی ندارد و از سوی هر هنرمند موسیقی می تواند حادث شود و به شرط نتیجه ی خوب داشتن، فکر بدی هم نیست تا پیشکسوتی، بدین طریق دست آدم کم تجربه تری را بگیرد. با این وجود شنیدن صدای قدرت درجه ی یک آواز ایران در طول سه دهه در کنار صدای فردی که ترکیب صحیح صدایش را حتی تا این سن نتوانسته است پیدا کند و در دایره ی سرگردانی بین موسیقی پاپ، سنتی، مداحی و نوحه خوانی محبوس است، ناهمگون جلوه می کند. نمی خواهم بگویم محمد اصفهانی، محدوده ی توانایی هایش در موسیقی آوازی محدود است یا لااقل خودش آن را محدود کرده است و با این وصف بهتر است که به همان حرفه ی پزشکی اش بپردازد، اما می خواهم بگویم شاید اگر چنین قضیه ای را در آینده ی نزدیک شاهد باشیم، محتمل است که عده ای یا بیشتر(!)، یک دید منفی و حتی فراتر از منفی را نسبت به انجام این عمل از سوی جناب شجریان از خود نشان دهند. دلایل آن را هم خودتان، نیک می دانید. البته قضاوت بسیار زود است و پیش داوری نباید کرد و اصلاً باید دید که چنین اثری، جز جنبه ی خبری، جنبه ی حقیقی هم پیدا خواهد کرد یا خیر- هرچند پیش داوری از عادات همیشگی ما ایرانی ها است!- اما خب علاج واقعه هم قبل از وقوع باید نمود! این طور نیست؟ در عین حال من هم مثل شماها نمی دانم چنین چیزی می شود، نمی شود!؟

