مشکاتیان: کوچک تر که بودیم، دوستان مان می گفتند که "شجریانِ سنتور ایران است، درست به همان اندازه که شجریان، شجریانِ آواز است! اصلاً چرا مشکاتیان، باید شجریانِ سنتور باشد؟ مشکاتیان، مشکاتیان سنتور است و بس. ما زیادی در این مایه ها مانده ایم! در مجموع، کارمان رفتن در راه های فرعی و حاشیه گرایی است. آخر چقدر به دادن صفت های من درآوردی فکر می کنیم؟!

شجریان: خیلی بیشتر از خیلی ها، او را اوج موسیقی ایرانی می دانند. البته بنده به درستی نفهمیدم که بالاخره سلطان آواز این مملکت کیست! خسرو کیست؟! پرویز کیست؟! شیرین کیست؟! فقط می دانم که شجریان و امثال او، برای رسیدن به این جایی که هستند، کم زحمت نکشیده اند. درست زمانی که بقیه در خواب بودند، آنها برای هنرشان زحمات بسیاری را متحمل شدند. موسیقی ما، مدیون آنهایی است که این بیداری ها را تحمل نموده اند.

شجریان و مشکاتیان: این دو را با هم دوست داریم، اما موسیقی را بیشتر دوست داریم! جناب مشکاتیان که امیدوار است با پدر همسر سابق خود و یار سال های گذشته اش، باز هم دست به خلق شاهکارهای موسیقی بزند، به طور حتم از منِ نوعی خیلی بیشتر می داند که مردم و علاقه مندان به این نوع موسیقی، سطح توقع شان نسبت به آثار موسیقایی، به مراتب بالاتر از آن چیزی است که در سال های اخیر به آنان تقدیم شده است!

بند "پ":     

راهی بزن که آهی، بر ساز آن توان زد        شعری بخوان که با آن، رطل گران توان زد

 

*عکس: وبلاگ عاواد - http://www.avadshajarian.blogfa.com