البته ما ایرانی ها فکر می کنیم که هنر، فقط نزد ایرانیان است که نیک می دانیم زمان این حرف ها قرن ها است که گذشته است تا آن حد که مرحوم فردوسی هم شاید از گفتن آن پشیمان باشد! چون زیاد از حد متعصبیم و تعصب مان سر به فلک می زند، می گوییم تنها موسیقی ایرانی است که احساس دارد! معتقدیم فقط موسیقی سنتی خودمان خوب است و دیگر هیچ! در هر صورت تمام این داستان ها از جنس همان گزینه ی متعصبانه ی "هنر نزد ایرانیان است و بس" می باشد، ولاغیر.    

موسیقی دان های رپ ایرانی!

     ... و البته برای آن گروهی که خود را باخته است، توضیح دادن در مورد این که هر موسیقی ارزش گوش دادن ندارد، بی فایده است. قرار هم نیست سطح فکر و اندیشه و تمایل و علاقه ی همگان یکسان باشد و از همه این توقع را داشته باشیم که ایده آل و والا بیاندیشند، فقط تار و سه تار گوش بدهند و برای شجریان و ناظری و بنان به به و چه چه بگویند! در عین حال صرف تار و سه تار و شجریان گوش دادن نشان اندیشه ی عالی داشتن محسوب نمی شود، با این وجود آنان که شجریان را گوش می دهند و خوب هم گوش می دهند، همان هایی هستند که موسیقی مطلوب غرب را هم گوش می کنند و لذت می برند، پاپ خوب هم گوش می دهند و لذت می برند، موسیقی سیاهان را هم و ... و بالعکس کسانی که موسیقی اصیل ایرانی از نوع خوبش را تحقیر می کنند و به موسیقی لس آنجلسی و موسیقی دسته چندم شهوت انگیز و بی غایت منفی روی می آورند، به سبب پوشاندن حقارت خودشان از نفهمیدن ادبیات ژرف ایرانی، بدین طریق با آن برخورد می کنند و البته موسیقی خوب غرب و موسیقی های خوب از نوع پاپ را هم نمی توانند تحمل کنند. طبیعی است که افراد زیادی بدین سمت و سو کشیده شوند، چرا که همان گونه که اشاره شد، قرار نیست همگان سطح فکرشان خیلی بالا باشد و ساده لوح نباشند که اگر این گونه بود، جهان، همیشه بر مدار وفاق و اندیشه می گذشت، به خصوص مملکت ما!

     ... و البته موسیقی رپ که این روزها، جوانان ما را به دام خود کشانده است، هدیه ای است از تعدادی احمق کوته فکر به تعدادی ساده لوح که فرهنگ و جان و روح خود را فدای بی بند و باری و ساده اندیشی کرده اند. آن چه بدیهی است این مسأله می باشد که در عروسی و تولد نمی شود ردیف میرزا عبدالله و مرغ سحر برای مدعووین گذاشت و به شان گفت: حالا برخیزید و برقصید! عروسی و تولد و شادی هم موسیقی خود را می خواهد که البته آن نوع موسیقی را هم نشناخته ایم. اما هر طور هم که باشد، آخر این موسیقی پاپ ایرانی ها به درد رقص هم نمی خورد! دلقک بازی خشونت وار که رقص نیست، هست؟! واقعاً این حرکاتی که حتی به درد سیرک هم نمی خورد، اسمش رقص است که ما نمی دانیم؟ اصلاً این موسیقی رپ که چهارتا جوان خودباخته مثلاً خواننده اش هستند و آن را به خورد من و شما می دهند، جز خشونت و فلاکت و بی ادبی چه دارد؟ پوچ گرایی و حرف های شهوانی که به طور علنی که به دختر و پسر تقدیم می شود، در این موسیقی رپ بیداد می کند، این است موسیقی اعتراض؟! «یک مشت حرف سخیف بی معنی بی در و پیکر از یک مشت آدم از همین قماش تمام آن چیزی است که در کشور ما به نام موسیقی رپ معروف شده است» و جوان ما هم گوش می کند و به حساب خودش لذت می برد، حال آن که این لذت بردن چیزی است در حد لذتی که یک معتاد از مصرف کراک و هروئئین و ماری جوانا می برد!

سیاهان آمریکا و موسیقی رپ

    البته باید بدانید که اصل و اساس موسیقی رپ (RAP یا HIP HOP) از غرب آفریقا آمده است و بعد از دلتای می سی سی پی در ایالات متحده سر درآورد و سیاهان آمریکا در آن منطقه، این نوع موسیقی را گسترش دادند. هدف از این نوع موسیقی، بیان مشکلات و اعتراض با زبان عامیانه بود. حال شما بگویید هدف از موسیقی رپی که مو تیغی های ایرانی های اجرا می کنند، جز شهوت رانی و اجرای عملیات محیر العقول ژانگولر چیست! اعتراض به مشکلات یا اعتراض به وجود خود؟!   

  *مطلب محمد جواد صحافی در همین زمینه در وبلاگ گریزی بر موسیقی اصیل ایرانی: http://www.mjsahafi.blogfa.com