اما مهم ترین مشکلی که امروزه این دسته با آن روبرو هستند، نبود هنرمندان خواننده ساز مثل پایور و امثال وی و فقدان آهنگسازان کاملاً آگاه و توانا به میزان کافی است که خواننده را با آثاری روبرو می کند که از درجه کیفی لازم برای بالاتر بردن سطح آوازخوانی آنان برخوردار نبوده اند. از سوی دیگر همان طور که در مطلب دیگری نگاشته بودم، رمز محبوبیت خوانندگان قدیم نیز دقیقاً در همین بحث گفته شده نهفته است که همین مسأله، باعث شده خوانندگان شهیر جوان امروز ما، جز طیف محدود و خاصی از علاقمندان موسیقی و فراتر از این گروه را به دنبال صدا و آواز خود نتوانند بکشانند. جز بحث وجود یک فرد مدیر و مدبّر در کنار خواننده و همچنین نبود آهنگسازان توانا به تعداد لازم – که تعدادشان به اندازه انگشتان یک دست هم شاید نباشد!- خود خوانندگان جوان ما هم کار را با خواندن یکی دو اثر تمام شده دیدند و به کسب اطلاعات و دانش بیشتر و تلاش برای تغییر و بهسازی و پیشرفت در خود نیاز نکردند، به سبب همین اندیشه است که می بینیم که کیفیت آواز این عزیزان همان چیزی است که در ابتدای کارشان هم بود. صدا خوب، اندیشه به صورت بالقوه توانا، شایستگی مشخص؛ اما وقتی تفکر توسعه کیفی هنر و توجه به آثاری که قرار است ارایه شوند، خود را خیلی نشان ندهد و همچنین تصوّر کامل بودن وجود داشته باشد، بدیهی است که سطح توانایی و استعداد، بیش از آن چیزی که هست، خود را نشان نخواهد داد.   

       در میان خوانندگان صاحب شهرت جوان ما که البته همان گونه که اشاره شد، همه از درجه شایستگی و توانایی برخوردار هستند، امّا همایون شجریان چه به واسطه پدری که اوج موسیقی آوازی ایران است و یا به لحاظ ماهیت و استعداد خودش، گام های اساسی تر و ملموس تری را نسبت به بقیه هم سن و سالان خود در راه رشد کیفی هنر خویش برداشته است. البته نباید فراموش کرد که او نیز همچون پدر، از سنین پایین موقعیت همنشینی با هنرمندان طراز اوّل کشور را داشته و در عین حال از آن هم به خوبی استفاده کرده است. با این وجود یادمان نرود که می توان پسر نوح هم بود و خاندان نبوّت پدری را گم کرد! این اتفاق، کم و بیش، پیرامون خود ما هم افتاده است و شاهدش بوده ایم. 

      فارغ از اجراهای همراه با پدر و چند تک قطعه، آثار عمومی که همایون در آنها به ارایه آواز پرداخته است، به چند آهنگساز محدود می شود: جواد ضرابیان، حمید متبسم و علی قمصری. جواد ضرابیان که تنظیم های او کاملاً برای علاقمندان شناخته شده است، با ساخت و تقدیم تصنیف "هوای گریه"، این حق را بر گردن همایون دارد که با این اثر که در واقع بهترین کار ارایه شده در آلبوم "نسیم وصل" هم بود، صدای مستقل او را به شکل موجه و نیکویی به گوش مخاطبان رساند. حتّی آواز همایون در این اثر، هرچند دور از آواز پدرش نیست، اما نگاره های متفاوتی را به لحاظ لحن و بیان نشان می دهد. این مسأله در حالی است که دیگر خوانندگان دهه اخیر، از هیچ تلاشی برای شبیه کردن خواندن خود به استاد مسلّم آواز ایرانی فروگذار نکردند و حتی در حرکت دادن دست و دهان و لب خود نیز راه او را ادامه دادند! اما در ادامه راه با ضرابیان، آثاری که او خواند، از نظر کیفی افت کردند. همکاری با گروه دستان هم که نیازی به توصیف ندارد و همه اهالی موسیقی و علاقمندان با شکل کاری آن آشنایی دارند. از گروه دستان که برحسب توقع و انتظار و این که از بازماندگان قَدَر و پر توان و با اندیشه گروه های قدیمی ایرانی است، البته انتظار حرکت های جدیدتری می رود، ولی همکاری همایون با این گروه زبده، تجربه های جدیدی را در اختیار او قرار داد که مشخص است به خوبی از عهده این همراهی برآمده است و در آینده نیز برای او بسیار مفید خواهد بود. اما همکاری با علی قمصری، نوازنده بسیار توانا، جوان و خوشفکر که او را می توان به نوعی تربیت شده غیر مستقیم مکتب حسین علیزاده دانست، درِ جدیدتری را در ارایه کارهای متفاوت به روی او گشود؛ یعنی دقیقاً همان تفکری که خودِ همایون نیز به دنبالش بوده است. اما نباید از یاد برد که اجراهای خاص، صرفاً مخاطب خاص را هم دربر می گیرد و نه فراتر از آن. از سوی دیگر به نظر نگارنده، ادامه همکاری این دو صرفاً با توجه این سبک و سیاق و نه بیشتر، به شکست هر دو و کم شدن علاقمندان شان شاید بیانجامد. 

      شاید مهم ترین ایراد همایون در ناواضح خواندن کلمات اشعار برخی از آثاری که خوانده است، باشد. همچنین با دقت در برخی تحریرهای او که با کلمات جدا از شعر آغاز می شود، می توان پی برد که گاهی دقت کافی در پایان آن کلمات ندارد؛ یعنی همان ایرادی که برخی استادان ردیف آوازی از شاگردان خود می گرفتند. مطلب دیگر آن که واضح است که توجه بیش از حد به آن چه که امروزه نوگرایی یاد می شود، ولی شاید گاهی به شلوغ کاری منجر شود، به صرف آن که کار متفاوتی انجام شود، نتایج خوبی در بر نخواهد شد. در عین حال فراموش نکنیم که از عمر اجراهای عمومی آواز این هنرمند جوان آنقدر نمی گذرد که بخواهیم او را با پدرش یا خواننده بزرگ دیگری مقایسه نماییم. قطعاً فردی مثل استاد شجریان هم می داند که پسر آوازخوان او در این سن با استفاده از تجربه های او، چند گام از جوانی های خودش جلوتر است و در واقع رنج و زحمت کمتری را برای رسیدن به تجربه هایی که پدر به سختی به آنها رسیده بوده، تحمّل کرده است. ولی اینها دلیلی بر این نیست که زحمات و توانایی های همایون را بخواهیم نادیده بگیریم، وفتی می بینیم واقعاً او از بقیه چند گام جلوتر است. قطعاً اگر کسانی هم با حسادت بخواهند به قضیه بنگرند، سرانجام به حقیقت مطلب پی خواهند برد.

      با همه این اوصاف و با نگاهی اجمالی به آواز خوانندگان نسل نو، به درستی همایون شجریان را فنّی ترین و آگاه ترین خواننده این نسل می توان دانست. غیر از علاقه مشخص به پیشرفت های فنّی و توجه به حس کار که در تصنیف هایش بیش از آوازهایش به چشم می خورد، پیچیدگی برخی از قطعات – چه زیبا و دلنشین بوده باشد یا نبوده باشد!- و لازمه اجرای تحریرهای ظریف در آنها و لطافت آوازی و همچنین دانش او نسبت به شعر که حاصل همنشینی های خانوادگی با بزرگان شعر و ادب بوده است و در اجراهایش، این توجه به شعر را به خوبی نشان داده و از کمترین ایراد ممکن برخوردار بوده است، توانایی های وی  و تفاوت سطحش را به خوبی نشان می دهد. در واقع او پختگی یک آوازخوانی را نشان می دهد که حداقل 30-20 سال است آواز می خواند. همان پختگی که متأسفانه هنوز هم در هم نسلان نام آشنای او بعد از چند سال خواندن، به خوبی دیده نمی شود. حقیقت آن است که همایون خود را خیلی هم درگیر آوازخوانی پدر نکرده و تا آنجا که توانسته، مسیر به نسبت متنوع تری را در آواز و بسیار متفاوتی را در تصنیف خوانی برگزیده است. توجّه به حضور در اجراها و آثار متفاوت، او را در مسیر تا حدّی جدا از مسیر پدر نشان می دهد. همچنین توجّه خاص او به این نکته که زیر سایه گسترده پدر قرار نگیرد، از عواملی می تواند به حساب آید که او را فرزند خلفی بدانیم که با وجود پیش بینی ها در مورد تأثیرپذیری شدیدش از پدری که آواز ایران را تحت الشعاع آوا و نوای خود قرار داده است، تلاش فراوان کرده است تا آن اتفاق نیافتد. مرور آثاری که او ارایه داده است، این مسأله را به خوبی نشان می دهد. حتی در بحث آوازخواندن هم همان طور که عرض شد، در ارایه تحریرها و بیان متفاوت تر از پدر ، تلاش وافر داشته و سعی نموده است تا رنگ و لعاب متنوع تر و متفاوت تری را به آواز خود بدهد. هرچند از یاد نمی توان برد که او هنوز تا تمام و عیار شدن فاصله دارد، - چرا که جوان است و در ابتدای راه -، اما  بدون هیچ گونه تعریف احساسی و برحسب منطق باید گفت که شکی نیست که او موفق ترین آوازخوان فعّال و شناخته شده ی نسل جوان خوانندگان امروز ما است، ضمن آن که شخصیت قابل ستایش و متفکر او که بی تردید برآمده از شخصیت پدر ارجمند او؛ یعنی محمدرضا شجریان است، به موفقیت های بیشتر و بزرگ تر شدن او در مسیر زمان کمک شایانی نماید، به شرط آن که انتخاب هایش از مسیر تعادل و آگاهی خارج نشود.